ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
252
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
مشك آب بهشتاد درهم رسيد . متوكل مال بسيار خرج كرد كه آب را برگرداند . اسحاق بن ابى اسرائيل و هلال رازى درگذشتند . نجاح بن سلمه هم هلاك شد و علت هلاك او اين بود : او رئيس ديوان توقيع بود باضافه رياست ديوان املاك و ديهها . تمام عمال و حكام از او بيمناك بودند و هر چه ميخواست انجام ميدادند و بر منع او از هر امرى كه ميكرد قادر نبودند . گاهى هم در شبنشينى نديم متوكل ميشد . حسن بن مخلد و موسى بن عبد الملك با عبد الله بن يحيى بن خاقان دوستى و تقرب و اختصاص داشتند و يحيى بن خاقان وزير ( مقرب ) متوكل بود . حسن رئيس ديوان املاك و موسى رئيس ديوان خراج بودند . نجاح بن سلمه مذكور بمتوكل نامه نوشت كه آن دو شخص خائن هستند و او مىتواند از اختلاس آنها چهل هزار هزار ( درهم ) دريافت كند . متوكل كه رقعه او را خواند پيغام داد كه فردا صبح حاضر شود تا هر دو شخص را به او بسپارد و او مبلغ را از آنها بگيرد . نجاح رفت و عده هم همراه خود برد كه آن دو تن را دستگير كنند . عبيد الله بن يحيى بن خاقان وزير او را ديد و به او نصيحت كرد كه با آن دو شخص ( كه دوست وى بودند ) صلح كند و چيزى دريافت نمايد آنگاه نامه ديگرى بخليفه بنويسد كه من مست بودم كه آن گزارش را دادم و بسبب مستى دچار نسيان شدم و من ( فرزند وزير ) در كار شما وساطت ميكنم و كارها را اصلاح مىنمايم و نزد امير المؤمنين هم شفاعت خواهم كرد . اصرار و الحاح و اعمال نفوذ او باعث شد كه نجاح تسليم شود و به خط خود بنويسد او هم فريب خورد و نوشت و چون عبيد الله نوشته را از او گرفت حسن و موسى ( دو دوست خود ) را احضار و هر دو را از جريان واقعه آگاه كرد . بهر دو گفت : شما هم بخليفه بنويسيد كه ما تعهد ميكنيم از نجاح دو هزار هزار دينار ( زر ) دريافت كنيم . هر دو نوشتند . عبيد الله هر دو نامه را گرفت و نزد متوكل برد و گفت : نجاح از گفته و تعهد خود منصرف شده و اين نامه اوست و حسن و موسى هر دو تعهد ميكنند كه دو هزار هزار دينار از او دريافت كنند و اين نامه آن دو متعهد است . متوكل ( از فزونى مبلغ ) بسيار خرسند شد . دستور داد كه نجاح را به آنها بسپارند .